تبلیغات
آفرینش طرح - استاد شهریار
آفرینش طرح
هنری-ادبی
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


از میان کسانی که برای دعای باران به بالای تپه میروند ،تنها کسانی به کار خود ایمان دارند که با خود چتر می برند! مانیز با خود چتر داریم !!
***************
از پل نامردان عبور نکن ،بگذار آب تو راببرد
از ترس شیر به روباه پناه نبر ،بگذار شیر تو را بخورد
ببر باش و درنده ولی از کنار آهوی بی پناه به آرامی گذر کن
((کورش کبیر))
*****************
دلی سربلنـد و سـری
سـر به زیر
ازاین دست عمری
به سربرده ایم

مدیر وبلاگ :فرهاد احمدی
نویسندگان

گزیده اشعار زیبای استاد شهریار

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم

عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم

با عقل آب عشق به یک جو نمی رود

بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

** ادامه مطلب**

شب همه بی تو كار من شكوه به ماه كردنست ----- روز ستاره تا سحر تیره به آه كردنســت

متن خبر كه یك قلم بــــی تو ســـیاه شد جهان ----- حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه كردنســت

نو گل نازنـــیـن من تــا تــــو نگـــاه مــــی‌كنــــی ----- لطف بهار عارفان در تو نگاه كردنســت...

    ***

بر لبِ لرزان من ، فــریادِ دل ، خاموش بود ----- آخــر آن تنها امیــد جــان من تنــهــا نـبــود

جز من و او ، دیگری هم بود ، امّا ای دریغ ----- آگَه از دردِ دلم، زان عشقِ جان فرسا نبود 

 ***

از زنــدگــانیــــم گــــله دارد جــوانیــــــم----- شرمنده‌ی جوانـــی از این زندگانیـم

دارم هـــوای صحبت یــــاران رفتـــــه را -----یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم

پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق----- داده نویــــــد زندگــــی جــاودانیـــــم  

 ***

در دیـــــاری كه در او نیست كســی یار كســــی ----- كاش یارب كه نیفتد به كسی كار كسی

هــــــر كس آزار منِ زار پســـــندیــــــد ولــــــــــی ----- نپـــســـــندیــــد دلِ زار مـن آزارِ كســــی

آخــــــرش محــــنت جانــــكاه به چـــــاه انـــــدازد ----- هركه چون ماه برافروخت شبِ تارِكسـی

سودش این بس كه به هیچش بفروشند چو من ----- هر كه باقیمت جان بود خریدار كســـی 

***

آمـدی جــانـم به قربــانـــت ولـی حالا چرا ؟ ----- بی وفا،بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چــرا ؟

نوشدارویی و بعد از مرگ ســهراب آمــــدی  ----- ســـنگدل این زودتـر می خواســتی حالا چـــرا ؟

عمر ما ار مهـلت امروز و فـردای تو نیســــت ----- مـن که یـــک امـــروز مهـــمان توام فــردا چــرا ؟

نـــازنــینا ما به نــاز تــو جـــــوانی داده ایـــم ----- دیـــگر اکنـــون با جوانـان ناز کــن با مــا چـــــرا ؟

وه کــــه با این عمر هــــــای کوتـه بی اعتبار ----- این همه غافل شـدن از چون منی شیدا چــرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان،پریشان می کند ----- درشـگفتم من نمـــی پاشــد ز هم دنیا چــــرا ؟

شـــهریارا بی حبیب خود نمی کردی ســفر ----- راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟

      *******************

ای صبا با توچه گفتند که خاموش شدی

چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی

تو که آتشکده عشق و محبت بودی

چه بلا رفت که خاکستر خاموش شدی

به چه دستی زدی آن ساز شبانگاهی را

که خود از رقت آن بیخود و بی هوش شدی

تو به صد نغمه زبان بودی و دلها همه گوش

چه شنفتی که زبان بستی و خود گوش شدی

خلق را گر چه وفا نیست و لیکن گل من

نه گمان دار که رفتی و فراموش شدی

تا ابد خاطر ما خونی و رنگین از تست

تو هم آمیخته با خون سیاوش شدی

ناز می کرد به پیراهن نازک تن تو

نازنینا چه خبر شد که کفن پوش شدی

چنگی معبد گردون شوی ای رشگ ملک

که به ناهید فلک همسر و همدوش شدی

شمع شبهای سیه بودی و لبخند زنان

با نسیم دم اسحار هم آغوش شدی

شب مگر حور بهشتیت به بالین آمد

که تواش شیفته زلف و بناگوش شدی

باز در خواب شب دوش ترا می دیدم

وای بر من که توام خواب شب دوش شدی

ای مزاری که صبا خفته به زیر سنگت

به چه گنجینه اسرار که سرپوش شدی

ای سرشگ اینهمه لبریز شدن آن تو نیت

آتشی بود در این سینه که در جوش شدی

شهریارا به جگر نیش زند تشنگیم

که چرا دور از آن چشمه پرنوش شدی

           ***

این همه جلوه و در پرده نهانی گل من

وین همه پرده و از جلوه عیانی گل من

آن تجلی که به عشق است و جلالست و جمال

و آن ندانیم که خود چیست تو آنی گل من

از صلای ازلی تا به سکوت ابدی

یک دهن وصف تو هر دل به زبانی گل من

اشک من نامه نویس است وبجز قاصد راه

نیست در کوی توام نامه رسانی گل من

گاه به مهر عروسان بهاری مه من

گاه با قهر عبوسان خزانی گل من

همره همهمه ی گله و همپای سکوت

همدم زمزمه ی نای شبانی گل من

دم خورشید و نم ابری و با قوس قزح

شهسواری و به رنگینه کمانی گل من

گه همه آشتی و گه همه جنگی شه من

گه به خونم خط و گه خط امانی گل من

سر سوداگریت با سر سودایی ماست

وه که سرمایه هر سود و زیانی گل من

طرح و تصویر مکانی و به رنگ آمیزی

طرفه پیچیده به طومار زمانی گل من

شهریار این همه کوشد به بیان تو ولی

چه به از عمر سکوت تو بیانی گل من

*** 

دامن مکش به ناز که هجران کشیده ام

نازم بکش که ناز رقیبان کشیده ام  

 شاید چو یوسفم بنوازد عزیز مصر

پاداش ذلتی که به زندان کشیده ام

 از اشک شوق نیز دو چشمم معاف دار

کز این دو چشم اب فراوان کشیده ام

 جانا سری به دوشم و دستی به دل گذار

آخر غمت به دوش دل جان کشیده ام

 دیگر گذشت از سر و سامان من مپرس

من بی تو دست از این سروسامان کشیده ام

 تنها نه حسرتم غم هجران یار بود

از روزگار سفله دو چندان کشیده ام

 بس در خیال هدیه فرستاده ام به تو

بی خوان و خانه حسرت مهمان کشیده ام

 دور از تو ماه من همه غم ها به یک طرف

وین یک طرف که غم دونان کشیده ام

 ای تا سحر به علت دندان نخفته شب

با من بگوی قصه که دندان کشیده ام

 از سر کشی طبع بلند است شهریار

 پای قناعتی که به دامان کشیده ام

***

نه وصلت دیده بودم کاشـکی ای گل نه هـجرانت

که جــانم در جــوانی سوخت ای جـانم به قربانت


تحمـل گفتـی و مـن هـم کـه کـردم سـال ها اما

چـقـدر آخـر تـحـمـل بـلـکه یـادت رفـتـه پـیـمــانـت


تـمنـای وصـالـم نـیـسـت عـشـق من مگیر از مـن

بـه دردت خـو گـرفـتـم نـیـسـتـم در بـنـد درمـانــت


چه شبـهایی که چون سایه خـزیدم پای قـصر تو

بـه امـیـدی که مـهـتـاب رخـت بـیــنـم در ایـوانــت


دل تـنـگـم حـریـف درد و انــدوه فـــراوان نـیـسـت

امــان ای ســنـــگــدل از درد و انـــدوه فــراوانــت

***


   در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم          عاشق نمیشوی که ببینی چه میکشم

                                                        با عقل آب عشق به یک جو نمیرود           بیچاره من که ساختم از آب و آتشم

                                                  پروانه را شکایتی از جور شمع نیست             عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم

                                                           باور مکن که طعنه طوفان روزگار            جز در هوای زلف تو دارد مشوشم

                                                   دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان             لب میگزد چو غنچه خندان که خامشم

                                                     هر شب چو مهتاب بر بالین من بتاب            ای آفتاب دلکش و ماه پری وشم

                                                   ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار              این کار توست من همه جور تو میکشم

زندگینامه 

سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار به‌سال ۱۲۸۵ در شهر تبریز متولد شد. وی در روزهای آخر عمر به‌دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ بنا به وصیت خود در مقبرةالشعرای تبریز مدفون گشت.

پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز، در سال ۱۳۰۰ برای ادامهٔ تحصیل از تبریز عازم تهران شد و در مدرسهٔ دارالفنون تا سال ۱۳۰۳ و پس از آن در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل داد.حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک پزشکی به‌علت شکست عشقی و ناراحتی خیال و پیش‌آمدهای دیگر ترک تحصیل کرد(گفته می‌شود شهریار دانشجوی سال آخر رشتهٔ پزشکی بود که عاشق دختری شد. پس از مدتی خواستگاری نیز از سوی دربار برای دختر پیدا می‌شود. گویا خانوادهٔ دختر با توجه به وضع مالی محمدحسین تصمیم می‌گیرند که دختر خود را به خواستگار مرفه‌تر بدهند. این شکست عشقی بر شهریار بسیار گران آمد و با این‌که فقط یک سال به پایان دورهٔ ۷ سالهٔ رشتهٔ پزشکی مانده‌بود، ترک تحصیل کرد. شهریار بعد از این شکست عشقی که منجر به ترک تحصیل وی می‌شود. به‌صورت جدی به شعر روی می‌آورد و منظومه‌های بسیاری را می‌سراید) پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران بازگشت.او به‌سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. دانشگاه تبریز شهریار را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکترای افتخاری دانشکدهٔ ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا نمود.در سال‌های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود -حیدربابایه سلام- را می‌سراید.
وی اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۰۸ با مقدمهٔ
ملک الشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر کرد. بسیاری از اشعار او به فارسی و ترکی آذربایجانی جزء آثار ماندگار این زبان‌هاست.

آرامگاه استاد شهریار





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 مهر 1392
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

سایت خدماتی بیست تولز

*******
**** ===
داستان روزانه
----------- ****